شازده کوچولو: مهدیه صفربیات
داستان شازده کوچولو در فضای شاد وزودگذر کودکانه اتفاق می افتد وروز مرگی انسان ها در دنیا ی ماشینی امروز را فوق العاده به تصویر کشیده است.به نظر من آنتوان دوسنت اگزوپه ری انسان ها ی وارسته ای را که ازمادیات پر دردسر وبی ارزش دنیا بریده اند را به بچه های پاک وانسان هایی را که غرق جاذبه های مادی دنیا شده اند را به آدم بزرگ های پر مشغله نسبت داده است.تفاوت ومرز باریک دنیای آدم بزرگ ها وبچه ها را به قدری ظریف و موشکافانه تفسیر کرده است که هیچ جای اعتراضی برای منتقدین نمی گذارد.
یکی از نکته های جالب این داستان به نظرمن اشاره واضح ومستقیم نویسنده به وجود مرگ درلحظه لحظه های زندگی انسان است.یکی از دوستان عزیزم به من گفت که مار بوآ نماد مرگ است که در این داستان با خلاقیت شگفت انگیز نویسنده هم درآغاز وهم در پایان ازآن صحبت شده است.
معروف ترین والبته مجهول ترین شخصیت این داستان گل سرخ شازده کوچولو است که بهتر می دانم ازآن صحبتی نکنم چون واقعا برایم مجهول است فقط قصد داشتم به علت نقش پر رنگ این گل اشاره ای کرده باشم.
ودر آخر هم باید اشاره ای به جملات ناب این رمان آموزنده داشته باشم؛می توانم به جرئت بگویم حتی اگر کسی فرصت یک بار خواندن این کتاب را در زندگی اش پیدا نکند خواندن یا شنیدن همین جملات ناب وارزشمنداو را به هدف ومقصود خود می رساند.
شازده کوچولو یک رمان فلسفی،عاشقانه،عارفانه ویک کتاب علمی درزمینه دوست یابی است که در سطر سطر آن ذوق عارفانه،عاشقانه وکودکانه قابل تحسین نویسنده به چشم می خورد.