X
تبلیغات
تحلیل کتاب از نگاه نوجوانان
تحلیلی - اجتماعی


داستان های لافکادیو،دیدار قطعه گمشده با دایره کامل،به دنبال قطعه گمشده،کسی 1کرگدن ارزون نمیخواد؟، 1زرافه و نیم! و درخت بخشنده نوشته های شل سیلور استاین است که توسط افراد مختلفی ترجمه شده است.

وی در تمامی کتاب هایش از تصاویری استفاده میکند که خودش تصویرگر آنهاست در تمامی داستان های او پشت تصاویرساده و ملموس معانی و مطالب مهمی انباشته شده است.در ابتدا تصاویر این کتاب ساده و جالب به نظرمی آید و جلب توجه میکند اما پشت همین تصاویر ساده رازهای بسیار زیاد وغیر قابل حدسی وجود دارد.

به نظر شخصی من بهتری داستان او درخت بخشنده اش است،در این داستان درختی ست که عاشق پسرکی ست که وی را از کودکی میشناخته ابتدا سیب هایش را به پسرک میبخشد تا با پولش وسایل مورد نظرش را خریداری کند و درخت از این موضوع خوشحال است سپس پسرک بزرگ میشود و این بار درخت شاخه وبرگ هایش را به پسرک تقدیم میکند زیرا پسرک به خانه ای برای سکونت نیاز مند است و درخت همچنان خوشحال است زمانی که پسرک مسن تر میشود به قایقی محتاج است این بار درخت بخشنده تنه اش را به وی هدیه میکند و باز هم خوشحال است زمانی که پسرک پیر و فرتوت میشود دوباره پیش درخت باز میگردد و بر روی کنده درخت مینشیند و درخت هنوز خوشحال است.

در این داستان درخت همانند مادری دلسوز  به پسرک کمک میکند تا به تمامی آرزوهایش برسد حتی اگر باعث شود از آرزوهای خودش بگذرد یا تمامی دارایی خود را وقف پسرک کند و با تمامی این اتفاقات مادر همچنان خوشحال است....

حال می خواهم شما را با دو  داستان دیگر او آشنا کنم: اولی به دنبال قطعه گمشده و دومی  دیدار قطعه گمشده با دایره کامل است

داستان اول

داستان دایره نصفه ای است که تمام زندگی خود را صرف یافتن نیمه گم شده اش میکند و در راه هر چند مدت یکبار وقت خود را با کرم ها،پروانه ها و پرندگان میگزراند افراد زیادی را ملاقات میکند اما هیچ کدام مناسب او نیستند یکی کوچک یکی بزرگ یکی کاملا متفاوت.وی پس از سال ها بالاخره  کسی را میابد که هم اندازه اش است،اما................. دیگر نمیتواند با کرم ها،پروانه ها و پرندگان سخن بگوید سرعتش لحظه به لحظه بالا میرود تمام زیبایی ها را با سرعت پشت سر میگذارد او چنین زندگی ای را دوست نداشت!!!!!! نیمه اش را رها کرد!!!!!! همه چیز را رها کرد اما به زندگی شیرین گذشته اش باز گشت و هچنان دنبال نیمه گمشده اش گشت!!!!!!!!!!!!!!!!

مثل زندگی ما همیشه دنبال همراهی برای خود میگردیم اما باید دانست داشتن همراه آنچنان هم خوب نیست ممکن است چیزهای زیادی را قربانی کنیم حتی آزادیمان اما احساس شیرین گذشته را نداریم!!!همراه خوب است ولی آیا حاضرید تمام خوشی های گذشته را فراموش کنید؟ویا مانند دایره وسط راه نیمه خود را رها میکنید؟

داستان دوم

نیمه گمشده طعم خوش کامل بودن را چشیده بود برای همین دنبال کسی میگشت که او را کامل کند بعضی زیادی بزرگ بعضی بسیار کوچک بعضی ها زیادی قطعه داشتند و بعضی نرم بودند خواست جلب توجه کند اما فقط باعث ترس خجالتی ها شد تا این که دایره ای را دید که کامل بود!از او پرسید از من چه میخواهی؟ دایره پاسخ داد هیچ چیز نیمه گمشذه همه چیز را برای دایره تعریف کرد و گفت که دوست دارد دوباره قل بخورد دایره گفت چرا تنهایی قل نمیخوری؟گفت من گوشه ی تیزی دارم نمیتوانم دایره گفت سعی کن.نیم گمشده بلند شد،تالاپ افتاد دوباره بلند شد،تالاپ!!!!باز هم سعی کرد ساعت ها،روز ها و ماه ها سعی کرد بالاخره صاف و صیقلی شد و قل میخورد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

همه ی ما کامل ایم فقط باید توسط سختی ها کمی صیقلی شویم نباید دنبال شخصی باشیم که کاملمان کند


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391ساعت 7:54  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

 

نامه هايي تخيلي درباره خدا كه با استفاده از ادبيات نوجوانان نوشته شده چاپ اول (82) نوشته عرفان نظر آهاري موضوع (52 هفته دوستي با خدا)

همه ي ما راحت حرف مي زنيم ولي سخت مي نويسيم.

هر هفته از خدا سئوالي دارد و هر روز مسئله اي پيش مي آيد.

همه ي ما به خوبي مطالبش را درك مي كنيم. هر وقت هر كس كاري برايش پيش مي آيد پيش خدا مي رود. در مقابل خدا كه قرار مي گيريم ويژگي هاي خود را به خدا مي گوييم و مي گوييم كه خدايا تو ما را مي شناسي و ما تور را نمي شناسيم.

خانم نظر آهاري اين نوشته ها را از ديدگاه خودشان نوشته اند واين كتاب را يك راز مي داند باخدا دوست مي شود و مي گويد مگر مي شود كه ما با خدا دوست شويم.

حضرت ابراهيم به خليل الله معروف هستند به معني دوست خدا پس او دوست خدا بود ولي او يك پيامبر بود اما ما چي يك بنده ي ساده ي خدا هستيم. در سوره يونس گفته شده : دوستان خدا ترسي ندارند و غمگين نمي شوند. اگر دوستي با خدا معني دارد پس قهر هم معني دارد. اسم هاي زيادي داري و هر اسمت براي خودت است و يكي از ويژگي هايت را بيان مي كند. ما به همه چيز نياز داريم ولي تو به هيچ چيز نيازي نداري و كارهايي هم كه به ما گفتي انجام دهيم به مصلحت ماست.

ما در بعضي اوقات خدا را حس مي كنيم و فكر مي كنيم هست ولي نيست. از رگ گردن به ما نزديكتر است. اگر به آفريده هاي خدا بنگريم خدا را در آن مي بينيم. به اطرافمان نگاه مي كنيم در هر چيزي نشانه اي از خداست. مثل درخت انار: گل ها و شكوفه هاي قرمز، رنگ قرمزش ، شيريني اش، قيافه اش.

ما آرزو داريم با خدا حرف بزنيم و به موسي كه توانست با خدا حرف بزند حسودي مي كنيم. خدا به وسيله كنايه، رمز، اشاره ، گوشه ، متن داستان، كتاب، زبان آدم هاي ديگر با ما حرف مي زند و جواب ها را مي دهد. ما با خواندن اين كتاب احساس مي كنيم كه تنها نيستيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391ساعت 20:55  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

در مقدمه ی این کتاب نوشته شده است: «اهمیت آموزش و یادگیری آن بر همگان آشکار است و کاربرد آن در زندگی مردم دنیا روشن است...» و این، کتابی نیست جز زبان انگلیسی، زبانی پویا و فعال که روز به روز روش های جدیدتر، آسان تر و متنوع تری برای یادگیری آن به دنیا عرضه می‌شود. پس بر آن شدم تا با نگاهی به کتاب انگلیسی 3 به بررسی آموزش، یادگیری و تألیف این کتاب بپردازم. شنیدن تحلیل یک دانش آموز که مسلماً در این زمینه کارشناسی نیست ولی مدتی چند با کتاب ارتباط برقرار کرده و خصوصیاتش را حس می کند، خالی از لطف نیست.

زبان دارای اشکال گوناگونی از جمله شنیدن، گفتن، خواندن و نوشتن است و مسلماً زبان شفاهی (شنیدن و گفتن) پایه و اساس زبان نوشتاری (خواندن و نوشتن) است. به راستی چه می شود افرادی که در آموزشگاه های زبان به یادگیری این زبان مشغول می شوند پس از مدنی به راحتی به این 4 شکل واقف شده ولی دانش آموزی پس از 6 سال یادگیری زبان می توانم به طور قاطع بگویم توانایی فراتر رفتن از خواندن و نوشتن (زبان نوشتاری) ندارد و در دو شکل شنیدن و گفتن کاملاً ضعیف است؟! جواب روشن است: هدف از تألیف این کتاب، آموزش زبان شفاهی نیست و فقط در مقدمه ی کتاب به این جمله بر می خوریم که «دستور زبان و گرامر به خودی خود هدف نبوده بلکه وسیله ای است جهت درست نوشتن، درست خواندن و درست صحبت کردن ولی متأسفانه این امر فقط از مرحله ی سخنی در پیشگفتار بالاتر نمی رود. آیا واقعاً مکالمه ای کوتاه در حد دو خط گفتگو بین دو نفر تحت عنوان Language function یا conversation می تواند به تقویت مکالمه‌ی دانش آموز بپردازد؟ در حالیکه صفحات زیادی به گرامر و دستور زبان اختصاص داده شده است؟ و این در حالی است که حتّی قسمت های گرامر هر درس با درس قبل و بعد از خود هیچ نوع پیوستگی و هماهنگی ندارد: از نقل قول به صفت. از عبارات وصفی به افعال مجهول و امید ما نسبت به یادگیری تک بعدی گرامر نیز سلب می شود.

تا به حال دقت کرده اید چرا در همه ی کتاب هایمان رنگ های مختلفی به کار برده شده اما وقتی نوبت به انگلیسی می رسد تنها باید به طراحی های یک رنگ آبی یا طوسی دل بست؟ نقاشی های آقایان صادق صندوقی و محمد حسن معماری جذابیت خاص خودش را به کتاب داده است. طراحی های کوچکی که جزئیات در آن رعایت شده و ای کاش جزئی از این ظرافت به متن و مطالب داده می شد.

نقطه ی عطفی که هنوز مرا به این درس علاقه مند داشته است، جذابیت موضوعی Reading های امسال است. پس از Reading های انگلیسی 1 و 2 خوش بختانه به متن های جالبی مثل حافظه ی انسان و یا راز نهفته در پیدایش کلمه ای مثل paper بر می خوریم که کمی بحث و گفتگو را میان معلم و دانش آموز موجب شد.

آموزش های مطلوبی برای یاددهی این درس می توان در نظر گرفت. از صحبت بیشتر معلم به زبان انگلیسی و ترجمه نکردن صرف Reading ها و خط به خط کتاب بلکه تلاش برای درک مطلب بیشتر دانش آموز تا معرفی فیلم های زیرنویس دار 2 یا 3 زبانه. معرفی سایت های مفید انگلیسی زبان. ولی روی صحبت ما با کتاب و تألیف آن است نه با معلم و آموزش او. و در آخر پیشنهاد:

- چاپ عکس که می تواند در تفهیم مؤثر باشد و نقاشی رنگی هم بهتر است. (از نقاشی های سیاه و سفید)

- ارتباط برقرار کردن بین مطالب هر درس با درس بعد خواه بین گرامر ها خواه بین کلمات. برای مثا: لغات درس ها روندی از ساده به سخت داشته باشند و یا برای ارتباط ایجاد کردن میان دستور زبان ها می توان ابتدای اجزای کلام را معرفی کرد (مثل اسم، فعل، حرف ربط و ....) سپس به ساختار کلام (مثل عبارات، جملات و ....) پرداخت.

- گرامر هایی که در استفاده عمومی و مکالمات، کاربرد بیشتری دارند مورد توجه قرار بگیرد.

- Listening یک نیاز ضروری برای یادگیری بهتر است، اضافه شدن این بخش به تحرک کلاس بیشتر کمک می کند.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 0:5  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

تردیدی نیست که هدف نهایی از آموزش درس دین و زندگی تربیت انسان های شایسته، آگاه، متفکر و با بصیرت است و اگر دروس دیگر به یک بعد از ابعاد زندگی فرد نظر دارد درس دین و زندگی با کل زندگی او سروکار دارد و در واقع درس دین و زندگی پایه های ایدئولوژی دانش آموزان را پی ریزی می کند تا چگونه زیستن را به آنها بیاموزد. به عبارت دیگر هدف نهایی ایجاد تغییر و تحول در بینش ها و نگرش ها و در یک کلام سازندگی شخصیت است.

بنابراین اگر در نظام اسلامی تربیت دینی به ثمر نرسد و نسل جوان جامعه تربیت صحیح دینی پیدا نکند عواقبی را به دنبال خواهد داشت.

لذا در صورتی این تربیت صحیح تحقق خواهد یافت که تعامل خوبی بین دانش آموزان و دبیر وجود داشته باشد و گام اول برای رسیدن به این هدف می توان به موضوعات درسی کتاب اشاره کرد که نقش مهمی دارد.

نقد و بررسی کتاب دین و زندگی پیرامون موضوعات زیر به شرح ذیل می باشد:

در آغاز درس با معرفی قرآن به عنوان کتاب زندگی و بعد از ارائه آیاتی چند وارد بحث تدبر شده و آن را پیچیده مطرح کرده و این در آغاز درس بسیار سنگین است و علیرغم تلاش دبیر و ارائه مطالب خارج از درس دانش آموزان صرفاً بحث را حفظ کرده و در نتیجه انگیزه کافی ندارند. بهتر بود قبل از آن بحثی با عنوان «انس با قرآن» مطرح می کرد چرا که شرط دستیابی به مفاهیم قرآن (تدبر) انس با قرآن است.

اما از لحاظ ارتباط درس ها با یکدیگر می توان گفت که با توجه به فهرست مطالب به عنوان کتاب زندگی مطرح شده و در درس دوم ما را به تفکر در خویش فراخوانده ولی متاسفانه این بحث را هم کلی مطرح کرده به طوری که لازم بود قبل از آن یا همراه مطالب بحثی پیرامون ضرورت خودشناسی مطرح نماید.

و با توجه به سخن امام علی (ع) که فرمودند: «در شگفتم از کسی که چیزی را گم کرده و در جستجویش برمی آید اما خود را گم کرده و در پی یافتن آن نیست.»

و با توجه به اینکه در ادامه بحث خداشناسی مطرح شده و خودشناسی مقدمه ای است بر خداشناسی بنابراین وجود بحث خودشناسی در این قسمت ضروری بوده که متاسفانه واضح بیان نشده است.

هم چنین در بعضی از درس ها، عنوان های یک درس با یکدیگر تا حدودی ارتباط دارد اما در بعضی از بخش ها نیاز به توضیح بیشتری می باشد. مثلاً (در درس 5) با توجه به محتوای درس که دارای نثر ادبی و عرفانی است برای دانش آموزان سال اول قابل فهم نیست و علی رغم تلاش دبیر دانش آموزان بحث را حفظ کرده و از طرفی هم دانش آموزان با مسئله استدلال منطقی آشنا نیستند. بنابراین لازم است قبل از آن، با مبحث استدلال آشنا شوند و بعد مسئله طرح شود البته بهتر است حذف یا به شکل دیگری طرح شود.

هم چنین در درس هشتم در خصوص اهمیت بحث صفات الهی علی رغم اینکه در نگاه اول بسیار آسان است در بطن خویش دارای نکات بسیاری است که جای آن در کتاب خالی است که البته دبیر محترم توضیح می دهد ولی چون مطالب آن در کتاب نیست دانش آموزان اهمیت زیادی نمی دهند و خیلی سطحی نگاه می کنند.

اما از اشکالات دیگر پیرامون دو درس 14 و 15 (همدلی و همراهی ـ ادب دوستی) باید گفت که نگارش این دو درس به گونه ای است که دانش آموزان عموماً نمی توانند به راحتی با آن ارتباط برقرار کنند و مطلب آنرا کاملاً درک نمایند لذا متن درس ملموس تر و روان تر باشد نتیجه بهتری خواهد داشت و همین طور مطالبی پیرامون شیوه دوست یابی و راههای حفظ دوستی بیان شود و الگوهای قابل دسترس برای دانش آموزان معرفی گردد هم چنین با توجه به موضوع تاثیر دوستی و نقش دوست در سرنوشت دانش آموزان بهتر است نگاه کارشناسانه صورت گیرد تا ثمرات بهتری داشته باشد هم چنین مثال هایی که در درس به کار رفته تا حدودی ملموس هستند و از نظر جذابیت هم نسبتاً خوب است اما با توجه به رشد و بلوغ فکری نوجوانان اگر جذابیت آن بیشتر شود بهتر است.

اما در ارتباط با درس 16 با عنوان (کار، گوهر زندگی) که بسیار در جای خود نامناسب است و اگر ما نگاه دقیقی به فهرست درسها داشته باشیم سیر درس مسیر خود را تا حدودی حفظ کرده اما در نقطه پایانی این درس بدون مقدمه وارد شده و اصلاً ارتباط با درس های دیگر ندارد و البته لازم به ذکر است که این درس اخیراً به کتاب دین و زندگی (1) اضافه شده و قبل از آن مربوط به موضوعات درسی کتاب دین و زندگی (2) بوده است انشاا... که مورد بررسی کارشناسان تألیف و تدوین کتاب درسی قرار خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 0:4  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

شازده کوچولو،رمان جذاب وآمیخته به جاذبه های کودکانه است .این داستان ظاهری ساده ومفهومی پیچیده دارد.

داستان شازده کوچولو در فضای شاد وزودگذر کودکانه اتفاق می افتد وروز مرگی انسان ها در دنیا ی ماشینی امروز را فوق العاده به تصویر کشیده است.به نظر من آنتوان دوسنت اگزوپه ری انسان ها ی وارسته ای را که ازمادیات پر دردسر وبی ارزش دنیا بریده اند را به بچه های پاک وانسان هایی را که غرق جاذبه های مادی دنیا شده اند را به آدم بزرگ های پر مشغله نسبت داده است.تفاوت ومرز باریک دنیای آدم بزرگ ها وبچه ها را به قدری ظریف و موشکافانه تفسیر کرده است که هیچ جای اعتراضی برای منتقدین نمی گذارد.

یکی از نکته های جالب این داستان به نظرمن اشاره واضح ومستقیم نویسنده به وجود مرگ درلحظه لحظه های زندگی انسان است.یکی از دوستان عزیزم به من گفت که مار بوآ نماد مرگ است که در این داستان با خلاقیت شگفت انگیز نویسنده هم درآغاز وهم در پایان ازآن صحبت شده است.

معروف ترین والبته مجهول ترین شخصیت این داستان گل سرخ شازده کوچولو است که بهتر می دانم ازآن صحبتی نکنم چون واقعا برایم مجهول است فقط قصد داشتم به علت نقش پر رنگ این گل اشاره ای کرده باشم.

ودر آخر هم  باید اشاره ای به جملات ناب این رمان آموزنده داشته باشم؛می توانم به جرئت بگویم حتی اگر کسی فرصت یک بار خواندن این کتاب را در زندگی اش پیدا نکند خواندن یا شنیدن همین جملات ناب وارزشمنداو را به هدف ومقصود خود می رساند.

 

شازده کوچولو یک رمان فلسفی،عاشقانه،عارفانه ویک کتاب علمی درزمینه دوست یابی است که در سطر سطر آن ذوق عارفانه،عاشقانه وکودکانه قابل تحسین نویسنده به چشم می خورد.

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 0:3  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

در ماه های پایانی سال تحصیلی، کتاب ادبیات فارسی (2) را تحلیل و بررسی میکنم . ودر همین راستا مواردی از مشکلات و هم چنین پیشنهاداتی که امیدوارم مفید باشند را در این تحلیل آورده ام. برخی از مواردی که از نظر من مشکلاتی داشتند را در ذیل آورده ام.

1-      در صفحه دوم مقدمه کتاب برخی موارد آمده اند که شامل بخش های مختلف کتاب میشوند. طبق مورد سوم این موارد، باید در هر فصل آثاری به نظم و نثر کهن و معاصر آمده باشد در حالی که ما در فصل اول کتاب ( انواع ادبی 1 ) که شامل دروس دوم و سوم میشود، فقط نظم هایی به آن هم به شکل کهن داریم و یا در فصل چهارم

( ادبیات جهان ) دروس 10و 11 ، ما تنها با دو نثر از ادبیات کشور های دیگر آشنا میشویم. در فصل ششم

( فرهنگ و هنر ) نیز که شامل دروس 16-14 است، فقط آثار منثور داریم. در صورتی که میتوان نظم هایی زیبا که نشان دهنده فرهنگ و هنر غنی ملت و ادبیات ما میباشند را نیز در این بخش جای داد.

2-      محتوای در نظر گرفته شده برای فصل دوم ( ادبیات داستانی معاصر ) بسیار زیاد است و هم چنین در درس چهارم میتوان به جای داستان زیبا و البته ، پر حجم و تکراری بچه های آسمان که به هیچ وجه نمیتوان زیبایی ادبی این فیلم نامه را انکار کرد، داستان به همین پر مغزی و از نویسنده ای توانا ، امثال مجیدی را در کتاب ادبیات جای داد. تا هم کتاب به روز تر شود و هم نسل های جدید با فیلم نامه های بیشتری آشنا شوند. 

3-      در درس کباب غاز کلمات و لغات دشواری مانند : عاریه، شکوم، معهود، واترقیده اند، کریه تر، استیصال، درزی و ... به کار رفته است. و هم چنین عبارات پیچیده ای نیز به کار رفته است.مانند خط هفتم الی یازده صفحه 39 .

4-      به نظر مولفان کتاب ، حجم زیاد دروسی مانند  کباب غاز یا خسرو و یا معانی دشواری مانند شعر های رستم و اشکبوس وحمله حیدری ، از جذابیت آنها برای دانش آموزان نمی کاهد؟

5-      آثار نویسندگانی مانند اخوان ثالث، طاهره صفار زاده ، شفیعی کد کنی، موسوی گرما رودی که در فصل هفتم

( ادبیات دوران جدید ) آمده اند، بسیار زیاد هستند و حفظ همه آنها برای دانش آموزان مشکل است.

6-      بخش های« آورده اند که....» که در پایان فصول آمده اند دارای لغات و ترکیبات دشواری هستند. و معلمان ادبیات نیز به ندرت فرصت میکنند که این بخش ها را برای دانش آموزان معنی کنند و به این ترتیب دانش آموزان از بهره بردن از این آثار پربار محروم میشوند.

این موارد ، برخی از مشکلاتی بود که طی بررسی کتاب به آنها برخوردم و برای کار آمد تر شدن این کتاب مطرح کردم. البته امیدوارم که ایرادات درست و منطقی را بیان کرده باشم.

واما بعد از بیان مشکلات کتاب ، پیشنهاداتی را مطرح میکنم:

1-    با توجه به اینکه آثار نویسندگان و شاعران معاصر فقط در یک فصل ( فصل هفتم )  آمده است، به نظرمن بهتر است که این آثار گنجایش بیشتری داشته باشند. زیرا لازم است نسل ما و نسل های بعداز ما با هنر مندان و ادیبان هم عصر خود نیز به همان اندازه که با آثار کهن آشنا میشوند ، آشنا شوند.

2-    برای بهره مند شدن دانش آموزان از بخش های زیبای « آورده اندکه....» بهتر است از مطالب کمی آسانتر استفاده کنند تا معلمان در زمانی کوتاه آنها را معنی کنند و یا حد اقل خود دانش آموز بتوتند مفهوم آنها را درک کند.

3-    در بخش هایی از کتاب میتوان به جای مطالب تکراری ، مطالبی جدید تر آورند و یا حداقل آن مطالب تکراری ار برای چندمین سال تکرار نکرد. زیرا این کار نه تنها به یادگیری آن مطلب کمکی نمیکند بلکه باعث تنفر و بیزاری دانش آموزان از آنها میشود. برای مثال میتوان به فصل سوم ( ادبیات پایداری ) ، صفحه 64 ، پاراگراف اول خط سوم الی پایان پاراگراف، مواردی آمده است که آنهارا در سالهای پیشین نیز خوانده ایم.

4-    لازم است برخی از موارد بخش « فهرست نام کسان و جای ها و کتاب ها» لغت ستاره دار باشند تا دانش آموزان به اجبار با آنها آشنا شوند.

5-    برخی از کلمات فهرست واژگان، معانی بلندی دارند. مانند کلمات:  توتیا، گون و ... و چون این کلمات ستاره دار هستند، دانش آموزان مجبور به حفظ تمامی آن میباشند. در صورتی که میتوان در کنار این معانی بلند، معنی کوتاهی نیز آورد. مانند معانی کلمات : بسمل کردن، زاغه، شکوم، کله و .....

در پایان تحلیل لازم میدانم که از مولفان عزیز این کتاب ، به خاطر تلاش هایی که برای پیشرفت ما آینده سازان ادب و فرهنگ ایران و هم چنین دقت در انتخاب نثر ها و نظم ها تشکر کنم. نثر ها و نظم هایی که نه تنها ما دانش آموزان رشته ادبی بلکه دانش آموزان رشته های دیگر را نیز شیفته خود میکنند. البته نام بردن همه این بخش ها به درازا میکشد اما بیان مواردی از آنها خالی از فایده نیست برای مثال میتوان: گیله مرد، مایع حرف شویی، از یک انسان، سووشون، حمله حیدری تربیت انسانی و سنت ملی ما، خسرو، باغ من ، حدیث جوانی، کعبه مخفی و مسافر. 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1391ساعت 0:1  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

اقتصادچیست؟چند بار این کلمه را در روز می شنوید؟ چقدر به آن فکر کرده اید؟ دیدگاه دانش آموز اول دبیرستان که رشته ی علوم انسانی را برای ادامه تحصیل انتخاب کرده است ، از این درس چیست؟ چقدر با آن آشناست؟ در سالهای قبل چقدر با این رشته آشنا شده است؟ بیایید یک مقایسه کنیم. دانش آموز اول دبیرستان که رشته ی علوم تجربی را انتخاب می کند ، کما بیش با این رشته آشناست. درسهایش را می شناسد. زیست، شیمی، فیزیکف ریاضی و.... اما یک دانش آموز اول دبیرستان که رشته ی انسانی را انتخاب کرده است ، با این دیدگاه که اقتصاد همان مبادله ی کالا با کالا دوره ی راهنمایی یا حد اکثر مطالبی است که در کتاب مطالعات اول دبیرستان خوانده است، به پایه ی دوم قدم می گذارد. کتاب اقتصاد را باز می کند، صفحه ی اول را می خواند: نیاز انسان محرک او به سمت عمل است. انسان موجودی است، سیری ناپذیر. دانش آموز احساس خوبی دارد . از آنچه فکر می کزد، آسان تر است. اما ناگهان در صفحه 7 به اسمی بر می خورد که مانند شوک به مغزش وارد می شود.( اقتصاد بین الملل، صندوق جهانی پول، بازیگران اقتصاد) دانش آموز معنی کلمه ی اقتصاد را به خوبی نمی داند که برایش از اقتصاد بین الملل سخن می گویید. صندوق جهانی پول چیست؟ بازیگران اقتصادچه کسانی هستند؟سوال هایی است که از خودش می پرسددستش رابالا  می گیرد خانم اجازه معلم نگاهی به دانش اموز می اندازدسوال هایتان باشد بعددرس دانش اموزنمی داندچه کار کنداخر صفحه به صفحه موضوع عوض می شودپس چه کار می کند به نظر شما چه باید بکندایا راهی جز طوطی وار حفظ کردن دارد؟شما بودید چه می کردید؟بهتر نبودبرای درس به این مهمی بیشتر وقت می گذاشتندتا سوا ها در ذهن دانش اموزتلنبار نشودیا بهتر نبوداول کتاب کمی بیشتر از سخن م  اقتصاد بیشترازاقتصاد اقتصادسخن می گفتندکه اصلا چه ضرورتی   

اقتصاد سخن می گفتند که اصلا چه ضرورتی دارد که ما ان را یاد بگیریم یا حداقلش کمی انگیزه برای دانش آموز ایجاد کنیم . این کتاب که تنها آشنایی دانش آموز با آن در سال اول آن هم فوقش در سی صفحه بوده نباید کمی برایش جا بیفتد، کلمات روان تر استفاده شود ؟ آخر یک دانش آموز دوم انسانی با دایره لغات متوسط چه می داند مساحمه یعنی چه؟ تسهیل یعنی چه؟ تخصیص یعنی چه؟ شاید هم از خود بپرسد این کتاب مال چند سال پیش است آخر این چه مثال هایی است. دانش آموزی که در شهر تهران درس می خواند، چه می داند چه مقدار زمین کشاورزی وجود دارد؟ یا پنبه بعد از کشت به کجا می رود و با چه قیمتی ؟ بهتر نبود مثال هایی ملموس تر یا به قول خود بچه ها امروزی تر می آوردند؟ برای کتابی با آن حجم آیا واقعا یک ساعت کافی بود؟

یک نکته جالب

صندوق جهانی پول را یادتان است که گفتم در صفحه ی 7 آمده بود؟ به آخر کتاب مراجعه کنید . در همین رابطه است. پس شاید بهتر باشد کتاب از آخر تدریس شود. بلکه دانش آموز یک چیز بفهمد.

ودر نهایت با تشکر از همه ی کسانی که این درس را برای دانش آموزان انسانی که مدیران و مسولان آینده ی کشورند ، ضروری دانسته اند.

اقتصادچیست؟چند بار این کلمه را در روز می شنوید؟ چقدر به آن فکر کرده اید؟ دیدگاه دانش آموز اول دبیرستان که رشته ی علوم انسانی را برای ادامه تحصیل انتخاب کرده است ، از این درس چیست؟ چقدر با آن آشناست؟ در سالهای قبل چقدر با این رشته آشنا شده است؟ بیایید یک مقایسه کنیم. دانش آموز اول دبیرستان که رشته ی علوم تجربی را انتخاب می کند ، کما بیش با این رشته آشناست. درسهایش را می شناسد. زیست، شیمی، فیزیکف ریاضی و.... اما یک دانش آموز اول دبیرستان که رشته ی انسانی را انتخاب کرده است ، با این دیدگاه که اقتصاد همان مبادله ی کالا با کالا دوره ی راهنمایی یا حد اکثر مطالبی است که در کتاب مطالعات اول دبیرستان خوانده است، به پایه ی دوم قدم می گذارد. کتاب اقتصاد را باز می کند، صفحه ی اول را می خواند: نیاز انسان محرک او به سمت عمل است. انسان موجودی است، سیری ناپذیر. دانش آموز احساس خوبی دارد . از آنچه فکر می کزد، آسان تر است. اما ناگهان در صفحه 7 به اسمی بر می خورد که مانند شوک به مغزش وارد می شود.( اقتصاد بین الملل، صندوق جهانی پول، بازیگران اقتصاد) دانش آموز معنی کلمه ی اقتصاد را به خوبی نمی داند که برایش از اقتصاد بین الملل سخن می گویید. صندوق جهانی پول چیست؟ بازیگران اقتصادچه کسانی هستند؟سوال هایی است که از خودش می پرسددستش رابالا  می گیرد خانم اجازه معلم نگاهی به دانش اموز می اندازدسوال هایتان باشد بعددرس دانش اموزنمی داندچه کار کنداخر صفحه به صفحه موضوع عوض می شودپس چه کار می کند به نظر شما چه باید بکندایا راهی جز طوطی وار حفظ کردن دارد؟شما بودید چه می کردید؟بهتر نبودبرای درس به این مهمی بیشتر وقت می گذاشتندتا سوا ها در ذهن دانش اموزتلنبار نشودیا بهتر نبوداول کتاب کمی بیشتر ازودر نهایت با تشکر از همه ی کسانی که این درس را برای دانش آموزان انسانی که مدیران و مسولان آینده ی کشورند ، ضروری دانسته اند.

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1391ساعت 23:59  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

تاریخ ادبیات کشور ایران بسیار پربار وغنی می باشد. چه کسی میتواند تاریخ فرهنگی  وادبی ایران را که با فرهیختگانی چون فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی، نیما یوشیج، سهراب سپهری، و..... انکار کند؟ چه کسی میتواند جذابیت شعر وداستان را نادیده بگیرد؟ اما چه شده است که دانش اموزان علوم انسانی پایین ترین نمره هارا در این درس کسب کرده اند؟ نتایج ازمونهای تحصیلی متفاوت نشان داده است که دانش اموزان در این درس درصدهایی پایینی را به دست اورده اند علت چه میتواند باشد؟شاید بتوان به موارد زیر اشاره کرد:                                                                                            

1= حجم کتاب باتوجه به ساعات تدریس در طول هفته زیاد می باشد بنابر این پیشنهاد میکنم یاحجم کتاب را کاهش دهند یا به ساعت تدریس در طول هفته اضافه کنند                     

2= ارزشیابی باعث شده تا دانش اموزان دیدگاه نامناسبی نسبت به این کتاب داشته باشند زیرا     ارزشیابی بر اساس حفظیات صورت میگیرد انا ممکن است ان چیزی که مد نظر مولف وکتاب میباشد اشنایی بیشتر باتاریخ ادبیات وعلاقه مندی به ان است                                       

3= متن کتاب دربعضی ازقسمتها مانند صفحه ی 122 ازپاراگراف اخرتا 123 انتهای بند اول بسیار سنگین ومبهم میباشد به طوریکه دربعضی از قسمتها حتمه به حضور معلم برای معنی کردن متن نیاز است                                                                                    

4= بعضی ازدرسهای این کتاب حجم زیادی دارد که در این حجم زیاد اسامی شاعران و ویزگی شعری هرکدام وطرز تفکر و بیو گرافی کوتاهی از زندگی هر یک از شاعران نوشته شده است  به ویزه اینکه در میان این بخش ها ازکتابهای زیادی باویزگی های متفاوت نامبرده میشود مانند بخش سوم کتاب( عصر فردوسی )که از این بخش از عصر فردوسی دوره خرد ارمانی ملی شروع شده است وتاویزگی اسدی پیش رفته ،اگر بخواهم تاین بخش را از نظر خود ودیگر دانش اموزان بررسی کنم میتوانم بگویم: اینکه در یک بخش ازیک شاعر وهم دوره ای های او یاد شود وویزگی شعری انها باهم مقایسه شود بسیار مفید است اما وجود این تعداد زیاد اسامی والقاب وطرز تفکر و ویزگی شعری و...... باتئجه به ساعات کوتاه تدریس بسیار مشکل ومضر میباشد زیرا باعث میشود بجای اینکه دانش اموزان این مطالب را درک کنند وبا انها رابطه ی روحی  وروانی برقرار کنند ، فقط انها را حفظ کنند وذهن خود را زیر بار محفوظات فشرده کنند. ولی شاید مولف عزیز تنها قصدش از وجود این مطالب در کتاب اشنایی بیشتر وعلاقه مندی باشد

5= از دیگر ایرادهای این کتاب  وجود تاریخ های تفاوت در هر بخش است  مثلا درمورد یک شاعر تاریخ های متفاوت زندگیش به ه.ق یا ه.ش  نوشته شده است درحالیکه من پیشنهاد نیکنم در کنار این تاریخ ها قرن ها نیز ذکر شود مثلا سرودن بوستان به سال 655 مصادف با قرن 7 هجری تمام شده است زیرا در این صورت بخاطر سپردن تاریخ ها اسان تر می شود            6= ازنظر من حجم کتاب برای سال دوم دبیرستان سنگین می باشد از مولفین عزیز خواهشمندم حجم کتاب را کاهش بدهند ودر صورت کاهش حجم از مطالب مفید تری استفاده کنند یاکتاب را به دو قسمت تقسیم کرده ونبیمی از ان در سال اینده اموزش داده دشود                         

 در اخر امیدوارم در کشور متمدن ایران به علئم انسانی اهمیت داده شود تا دیگر دانش اموزان عزیز کمتر به سمت اثارسطح پایین ومبتذل عاشقانه که هیچ بار معنایی واخلاقی ندارند بروند تا ادبیات غنی وپربار کشورمان که از افرادی چون فردوسی و سعدی که برای همیشه نام ایران را جاودان ساخته انداز دست نرود وازاین جمله غافل نشویم که بهترین برنامه ریزی برای بهره گیری از زمان حال است و یادمان باشد، ما نوجوانهای امروز آینده های کشورمان هستیم که چشم و امید همگان به همتو دست های ماست تا آینده کشورمان را از امروز بسازیم پس به امید بهتر شدن آینده کشور عزیزمان ایران.....

زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

هر کسی نغمه خود خوانهد و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1391ساعت 23:57  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

عشق پنهان شده است

چون من دیده هام از بر رفته اند

عشق پنهان شده است

اما من هستم

عشق پنهان شده است

اما من زنده ام

عشق پنهان شده است

اما من در جست و جو او هستم

عشق پنهان شده است

اما من در تکاپوی او هستم

عشق پنهان شده است

و من تشنه ی او هستم

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1391ساعت 23:55  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

شازده کوچولو

شازده کوچولو داستان  شازده کوچکی است که از دیاری دیگر آمده ، وآمده تا دوست پیدا کند . باتمام وابستگی که به گلش و اخترک کوچکش داشته و آمده تا ببینه آدم بزرگا چه جوری اند؟.اما برعکس تصوراتش با افرادی آشنا می شه ؛ خودخواه ، بدنبال شهرت ، پول ، شکل رباط ، وبا حساب وکتاب واعداد قلنبه سلنبه . آدم بزرگایی که تو دنیاشون جز رنگ سیاه وسفید رنگ دیگه ای پیدا نمی شه، کی باعث این شده که معیار وارزش آدما براساس پول وظاهرشون باشه. وکیه که براساس همین معیار ها دیگران رو باارزش و بی ارزش تلقی کنه ؟ بله همین آدم بزرگان که اینچنین شخصیتی دارن.شایدم شازده کوچولو داستان پسری خلبانه که هیچکس معنی نقاشیش رونفهمید، جزهمین شازده کوچولوی ما، نقاشی کاملاواضحی.درباره ماربوا یی که فیلی روخورده بود.اما آدم بزرگاهمشون گفته بودند کلاهه ، ووقتی جان کوچولو گفته بود این ی مار که فیلی روخورده، همین آدم بزرگا ذوق این کودک شش ساله روبا بی رحمی کشته بودن و گفته بودن به جای این کارا به درساش اهمیت بده ووقتش رو برای تاریخ وجغرافیا بذاره . واسه همین جان بیچاره نقاشی کشیدن رو می بوسه و واسه همیشه می ذاره کنار.وتصمیم می گیره خلبان شه ، اما بی خبر ازاین که ؛ کودک درونش یه جایی تو قلبش جا خوش کرده و بیرون نمیره.آخه چطور می شه ی نفر بزرگ بشه وقتی نذارن ی دوره سنی مهمش رو( کودکی ) نگذرونه و سپری نکنه ؟.

به نظر من شازده کوچولو داستانیست درباره کودک درون . درباره این که آدم بزرگا تو ی چهار دیواریخدشونو زندانی کردن ، توی سر کودک درونشون زدن ، وعلامت سکون بهش دادن.اهمیت ندادن دلشون می خواد گاهی مواقع توپ بازی کنن، دادو فریاد راه بندازن واز ته دلشون بخندن.نمیدونم چرا این آدم بزرگای بیچاره اینجورین. البته به قول شازده کوچولو " خیلی عجیبن" کاشکی می تونستن ی ذره کودک درونشون رو با ارزش بدونن و ی ذره از قید وبند های زندگی شون بیان بیرون.

مثه جان کوچولوی قصه ما که با شازده کوچولو توکویر برهوت آشنا شد ، وبه خاطر شازده لبخند زد وبه نقاشی کشیدن ادامه داد ، شایدم زندگی کرد.

در آخر نکته ای هست که ناگفته موند؛ به نظرم شازده کوچولو یک شخص نبود، بلکه کودک درون تمام آدم بزرگای دنیا بود که به استقبالشون رفت. اما اونا با بی اعتنایی دست رد به سینش زدند.ولی جان با محبت شازده (کودک درون) رو تو آغوش گرفت.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1391ساعت 23:54  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

 

قسمت کثیری از مطالب کتاب تاریخ دوم انسانی مانند بخش مربوط به عضدالدوله 16 در صفحه 141 که تکرار مطلب دوران راهنمایی است در کل باید گفت درباره بیشتر سلسله ها و در کل همه مطالب کتاب در سال های راهنمایی مطالبی گفته شده و چون دانش آموزان به این مطالب برخورد می کنند جذابیتی برای آن ها ندارد هرچند این مطالب بسیار جامع تر و کامل تر باشد .

درباره روشنی مطالب باید گفت در بعضی از قسمت های کتاب مطالب به درستی بیان نشده برای مثال در درس 6 و در صفحه 56 بند اول گفته شده فردی به نام بردیا خود را برادر کمبوجیه و جانشین کوروش اعلام کرد در حالی که نام آن گئومات بوده است و یا در درس 15 در صفحه 135 گفته شده مطوعه از جنگ جویان داوطلب تشکیل شده است ولی ذکر نشده که این گروه از چه قشر مردمی بودند و یا در جنگ با خوارج کدام گروه پیروز شدند .

ارتباط عنوان های فرعی یک درس با تیترکلی درس بسیار متناسب و جامع و کامل است .

بعضی از بخش های کتاب نیاز به توضیح بیشتر دارد برای مثال در درس 11 در صفحه 98 که اقدامات پیامبر (ص) پس از مهاجرت به مدینه ذکر شده است ولی اثرات مثبت و منفی پس از انجام چنین اقداماتی ذکر نشده است و یا در درس 12 در صفحه 109 نقش های مربوط به گسترش قلمرو مسلمانان آورده شده در حالیکه هیچ توضیحی درباره چگونگی بدست آوردن این اراضی داده نشده است و یا در صفحه 28 که تمدن های هند و چین را در قسمت برای مطالعه ذکر کرده اند باید این مطلب جزء درس های اصلی قرار می گفت زیرا این دو تمدن از تمدن های مهم آسیا محسوب می شوند .

باید گفت در این کتاب کلمات دشواری بدون ذکر معنی در پاورقی استفاده شده که وجود این کلمات فهم دانش آموزان را برای مطلب دشوار می کند از جمله وجود کلمه مناقشات در درس 11 در صفحه 99 و یا کلمه دیوان سالاران و سپه سالاران در درس 16 در صفحه 139 و یا وجود کلمه استیلا در درس 14 در صفحه 129 و یا کلمه و اعیان عباسی در درس 15 در صفحه 133 و یا کلمه فتوت در درس 15 در صفحه 135 و وجود کلمه خانقاه در درس 19 در صفحه 168.

در پایان باید گفت انسان ها از تاریخ پیشینیان خود درس های بسیاری گرفته و از کارهای ناشایست آن ها عبرت گرفته و کارهای شایسته آن  ها را سرلوحه زندگی خود قرار دادند برای مثال رفتار ناشایست یزید با وارثان این پیامبر (ص) و یا عدالت طلبی کوروش کبیر و یا خویشتن داری پیامبر(ص) که درقسمت های مختلف کتاب از آن ها یادشده است .

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1391ساعت 23:51  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

این کتاب از خاطرات نویسنده حکایت می کند و آغشته به خوبی ها و شیطنت های کودکانه آقای هوشنگ مرادی است که خاطرات خود را از شش سالگی تا بیست سالگی بیان کرده است طوری که هر که این داستان را بخواند حتما با خود خواهد گفت که نویسنه چه زندگی مشقت بار و پردرد و رنجی داشته است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 1:41  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

شاید اسم کتاب (اتوبوس شماره 9 به مقصد بهشت) شما را هم نیز به این فکر وادارد که مگر می شود اتوبوسی به مقصد بهشت باشد اگر روزی ما سوار همچنین اتوبوسی شویم در کجا پیاده خواهیم شد (هر کدام از ما برای خود بهشتی داریم) شاید به نظر خیلی بهشتمان گل سرخی باشد(دانته) در کتاب خود نوشته است. اما موضوع کتاب تنها رسیدن ما به بهشت نیست در اصل ما از از این کتاب راه های سیدن به بهشت و چگونه ساختن آن است راستی بهشت شما چه ویژگی های دارد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 22:4  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

 

1-            داستان درخت بخشنده

 

این داستان درباره ی بخشندگی یک درخت به پسری در تمام مراحل

زندگی اش ‍‍‍، پسرک نیازهایی داشته که به واسطه ی این درخت

بخشنده رفع شده حتی در دوران کهنسالی این شخص و...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 22:2  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

لبخندانار یکی ازکتاب هائی است که آقای هوشنگ مرادی کرمانی درآن به شرح زندگی افرادومسائل ومشکلات روزو آداب ورسوم مخصوصا روستاها و شهرستان ها     می پردازد و حالت طنز و کمدی به خود دارد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 21:59  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

خالد حسینی  را نه تنها در ایران بلکه در آمریکا هم که مقیم آنجاست نمی شناختند . او چهل و چند سال پیش در کابل به دنیا آمد . پسر یک دیپلمات است که خانواده اش در 1980 به آمریکا پناهنده شده. گویا پیش از رمان بادبادک باز جز چند داستان کوتاه چیزی منتشر نکرده است و این اولین رمان اوست که از کشور افغانستان سخن گفته است .

گزارش کوتاهی از داستان :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 21:56  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

نام این کتاب روی ماه خداوند را ببوس است که بخش بسیار عمده ای ازآن مربوط به داستان شخصیت ها وزندگی های اجتماعی می شود.

این کتاب اثری از آقای مصطفی مستور است که تا حد امکان نوشته ی داستان را فلسفی با ابهام وکنایه بیان کرده اند.

تاکنون این کتاب به چاپ سی وچهارم رسیده ویکی از پرفروش ترین کتاب های این فصل شناخته شده، همچنین ناگفته نماند که کتاب روی ماه خداوند را ببوس مفتخر شده است که در جشنواره ی قلم زرین برگزیده گردد.

نویسنده ی این کتاب جناب آقای مستور متولد به سال 1344 در شهر اهواز هستند وی که فارغ التحصیل رشته ی مهندسی عمران وکارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی نیز هست هم اکنون در زادگاهش اهواز زندگی می کند. همچنین آثار ارزشمند او عبارت انداز: من گنجشک نیستم که در سال 1388، چندروایت معتبر شامل مجموعه داستان ها درسال 1382، استخوان خوک ودست های جذامی به سال 1383، حکایت عشقی بی قاف، بی شین، بی نقطه که آن نیز شامل مجموعه داستان ها است که در سال 1384 به چاپ رسیده اند ونیز عشق روی پیاده رو من دانای کل هستم. تهران در بعدازظهر که به ترتیب در سال های 1377 و83 ونیز 89 به چاپ رسیده اند. همچنین این نویسنده بزرگ چندین کتاب را نیز از قبیل فاصله وداستان های دیگر نوشته ریموند کارور سرشت وسرنوشت وپاکت ها وچند داستان دیگر را ترجمه کرده اند.

محتوای این کتاب( روی ماه خداوند را ببوس) از جهتی فلسفی ونیز از جهتی عرفانی به نظر می رسد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 21:54  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

نقد کتاب" لیلی نام تمام دختران زمین است "

کتاب پیش روی شما اشاراتی به چگونگی آفرینش انسان از ابتدا و هدف از زندگی او در جهان آفرینش و مقصد نهایی او که کمال مطلق است دارد. و انحرافات او در این راه ،چگونگی به زنجیر کشیدن او به وسیله شیطان و وسوسه های شیطانی او که به انسان حسادت میکرد ، به مقام والای او و عشق و حبً الهی نسبت به انسان همان که از خاک بود. شیطان همیشه با خود زمزمه میکند چطور میشود موجود پست و حقیری  که از گل است ،اشرف مخلوقات باشد ، برتر از او که از آتش است درواقع همین غرور شیطان بود که باعث شد به انسان سجده نکند و از درگاه الهی ترد شود و کینه ی انسان را به دل بگیرد به نظر من در این کتاب منظور از لیلی انسان است که در ذات خود عشق الهی دارد و عاشق خدا است و وظیفه و مسئولیت او در زمین نماینده ی خدا بودن و تجلّی صفات خوب او بودن است او باید عاشق خدا باشد عاشق آفریننده بی همتایش ، عاشق کسی که از وجود خودش او را آفرید!!! و منظور از مجنون عشقهای مادی و زمینی (حیات و زندگی ، ثروت ، تجمّل ،انسان ، امیال و آرزوهای مادّی و...)است در واقع بیان میکند که  خدا چگونه جهان را آفرید و همه چیز برای آسایش انسان محیّا کرد تا انسان به مسئولیّت خود به نحو احسن بپردازد امّا او به جای این کار دل به همان جهانی بست که آفریننده اش آن را خلق کرده بود و خدا را فراموش کرد و غرق در جهان آفرینش شد .او از همان ابتدا میدانست که این مسئولیت سخت و دشوار است وهنگامی که خدا میخواست به کسی واگذارش کند حتّی آسمان و زمین هم از آن سر باز زدند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 14:32  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

نقد کتاب "شازده کوچولو"

به نظر من این کتاب نشان دهنده ی ویژگی بزگترها و شخصیتهای آنها است .  آن ها همیشه کسانی هستند که به جزئیات یک مطلب توجه نمیکنند، فوراً به سراغ کلیات میروند و وقتی متوجه میشوند که آن مطلب بی ارزش است خواندن آن را بیهوده میدانند . به نظر من بزرگترها عاشق عدد و رقم هستند و به مسائل دیگر توجه نمیکنند و مفهوم حقیقی زندگی را درک نمیکنند. آنها حتی نمیدانند فراموش کردن یک دوست خیلی غم انگیز است و آنها بر این عقیده هستند که اگر از شاخه ای گل بروید میتوان گذاشت  که آن شاخه رشد کند و اگر گیاه بدی باشد، باید آن را خیلی زود ریشه کن کرد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 14:30  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  | 

من گنجشک نیستم

من گنجشک نیستم به زندگی مردی نا امیدوار و بی روحیه اشاره می کند و تمامش در مورد غم و غصه است . مصطفی مستور در کتاب خود اشاره به تفاوت اندیشه ها دارد تفاوت اندیشه هایی که گاه ابعاد زندگی را درست و بی ابهام می شمارد و گاه از زندگی را یک بعد ناپسند و بی ارزش تعریف می کند . این کتاب ودر بعضی قسمت ها خیلی واضع سخن نویسند ه را در ذهن مجسم می دارد به ملودی که گویی در جایی که آن نویسنده زبر دست حضور ذهن دارد و در آن لحظه تو نیز حضور داری این کتاب اشاره ای بد به خودکشی و سهل انگاری انسان ها دارد و جوری نوشته شده که آنچه که در آن لحظه اتفاق افتاده نوشته شده که انسان را به اعماق لحظات خود کشی می برد . اما با این حال نقاط منفی و نا امید کننده در این کتاب زیاد است و تنها سرمشقی که من از این کتاب گرفتم این بود که در بدترین و نا انتها یا بهتر است بگویم بی انتها ترین نقطه بدبختی و نا امیدی هم می توان به چیزهایی دل خوش کرد و به زندگی ادامه داد و بدترین چیز در زندگی آن است که چیزی را در مورد مرگ عزیزانت بشنوی . مصطفی مستور تمام لحظات را ذکر کرده و گزافه گویی زیادی در نوشته اش دارد . و اما نقاط مثبت اینکه در تمام شرایط چه خوب و چه بد باید زندگی را تحمل کرد زندگی چیزهای مانند انسان های خوش رو را هم به ما هدیه کرده است که ما را می تواند درادامه زندگی چهره شیرین و مهربانشان به زندگی امیدوار کند . به نظر من مستور با این کتاب قصد داشته است بگوید که هر انسانی باید در زندگی هدفی داشته باشد و آن را دنبال کند . زندگی بدون برنامه ریزی و هدف اساس ندارد و همیشه در حال نابودی و سستی پایه است .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 14:28  توسط دانش آموزان دبیرستان هوشمند شهید صادقی  |